تیر عشقت بر دل و جان میخورم
زخم زیر پرده پنهان میخورم
۱چون غم تو کیمیای شادی است
چون شکر زهر غمت زان میخورم
۲چون ز درد توست درمان دلم
دردی دردت فراوان میخورم
۳چند گویم کز تو غم خوردم بسی
کین زمان صد بار چندان میخورم
۴در میان پیرهن مانند شمع
خون خود خندان و گریان میخورم
۵تا نداند سر من تردامنی
خون دل سر در گریبان میخورم
۶کی بود کاواز بردارم تمام
کز کف خضر آب حیوان میخورم
۷درنگر ای جان که در جشن وفا
جام جم از دست جانان میخورم
۸خوش خوشم جان میدهد تا لاجرم
خوش خوشی زنهار بر جان میخورم
۹هر غمی کان هست بر عطار سخت
بر امید ذوق درمان میخورم
۱۰