روزی که عتاب یار درگیرم
با هر مویش شمار درگیرم
۱چون خاک ز دست او کنم بر سر
گر نیست مرا غبار درگیرم
۲چون قصهٔ بوسه با میان آرم
آن گه سخن از کنار درگیرم
۳گر بوسه عوض دهد یک چه بوَد؟
از صد نه، که از هزار درگیرم
۴گر باز کنار خواهدم دادن
اول ز هزار بار درگیرم
۵چون قصد به جان من کند چشمش
دل گیرم و کارزار درگیرم
۶گر چه به نمیرود مرا کاری
بر بو که هزار کار درگیرم
۷صد مشعله از جگر برافروزم
صد شمع ز روی یار درگیرم
۸هر فریادی که عاشقان کردند
هر دم من از آن نگار درگیرم
۹آهی که هزار شعله درگیرد
من از رخ غمگسار درگیرم
۱۰هر شب صد ره چو شمع کار از سر
زین چشم ستاره بار درگیرم
۱۱هر روز ز لالهزار روی او
صد نالهٔ زار زار درگیرم
۱۲پنهان ز فرید برد دل شاید
گر ماتم آشکار درگیرم
۱۳