تا روی تو قبلهٔ نظر کردم
از کوی تو کعبهٔ دگر کردم
۱تا روی به کعبهٔ تو آوردم
صد گونه سجود معتبر کردم
۲سرگشته شدم که گرد آن کعبه
هر لحظه طواف بیشتر کردم
۳روزی نه به اختیار میرفتم
در دفتر عشق تو نظر کردم
۴گویی که هزار سال میخواندم
تا جمله به یک نفس زبر کردم
۵چون جان و جهان خود تو را دیدم
جان دادم و از جهان گذر کردم
۶زآن روز که پردهٔ تو جان دیدم
سوراخ به جان خویش در کردم
۷بر روزن دل مقیم بنشستم
جان پیش تو بر میان کمر کردم
۸چون اصل همه جمال تو دیدم
ترک بد و نیک و خیر و شر کردم
۹آنگه که دلم چو آفتابی شد
در خود همه چون فلک سفر کردم
۱۰افسانهٔ دولت تو میگفتند
من سوختهسر ز خاک بر کردم
۱۱چون نعرهزنان به میکده رفتم
هم رقصکنان ز پای سر کردم
۱۲چون بوی شراب عشق بشنودم
خود را ز دو کون بی خبر کردم
۱۳عطار شکسته را همی هر دم
از عشق رخت درست تر کردم
۱۴