هر زمان بی خود هوایی میکنم
قصد کوی دلربایی میکنم
۱گه به مستی های هویی میزنم
گه به گریه های هایی میکنم
۲غرقه زانم در بن دریای خون
کارزوی آشنایی میکنم
۳تنگ دل شد هر که آه من شنود
زانکه آه از تنگنایی میکنم
۴چون مرا باد است از وصلش به دست
خویشتن را خاک پایی میکنم
۵ای مرا چون جان ببین زاری من
کین همه زاری ز جایی میکنم
۶گر دمی از دل برآمد بی غمت
این دم آن دم را قضایی میکنم
۷چون غم تو کیمیای شادی است
من غمت را مرحبایی میکنم
۸در غم تو چون کم از یک ذرهام
هست لایق گر هوایی میکنم
۹روشنی دیدهٔ عطار را
خاک پایت توتیایی میکنم
۱۰