ما در غمت به شادی جان باز ننگریم
در عشق تو به هر دو جهان باز ننگریم
۱خوش خوش چو شمع ز آتش عشق تو فیالمثل
گر جان ما بسوخت به جان باز ننگریم
۲هر طاعتی که خلق جهان کرد و میکنند
گر نقد ماست جمله بدان باز ننگریم
۳سود دو کون در طلبت گر زیان کنیم
ما در طلب به سود و زیان باز ننگریم
۴گر عین ما شود همه ذرات کاینات
یک ذره ما به عین عیان باز ننگریم
۵اسرار تو ز کون و مکان چون منزه است
ما تا ابد به کون و مکان باز ننگریم
۶چون شد یقین ما که تویی اصل هرچه هست
در پردهٔ یقین به گمان باز ننگریم
۷در کوی تو دو اسبه بتازیم مردوار
هرگز به مرکب و به عنان باز ننگریم
۸عطار چون کناره گرفت از میان ما
ما از کنار او به میان باز ننگریم
۹