غزلیاتغزل شمارهٔ ۷۲۹ عطارشاعرعطارمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریمنم از عشق سرگردان بماندهچو مستی واله و حیران بمانده۱امید از جان شیرین بر گرفتهجدا از صحبت یاران بمانده۲سر و سامان فدای عشق کردهبدین سان بی سر و سامان بمانده۳ز همدستی جمعی تنگچشمانچو گنج اندر زمین پنهان بمانده۴ز ننگ صحبت مشتی گدا طبعبه کنجی در چو زر در کان بمانده۵ز عشق خوبرویان همچو عطارخرد گم کرده سرگردان بمانده۶