گر از همه عاشقان وفا دیدی
چون من به وفای خود که را دیدی
۱دانی تو که جز وفا ندیدی خود
در جملهٔ عمر تا مرا دیدی
۲من از تو به جان خود جفا دیدم
تو از من خسته دل وفا دیدی
۳این است جفا که زود بگذشتی
از بی رویی چو روی ما دیدی
۴برگشتی تو ز بی دلی هر دم
این مصلحت آخر از کجا دیدی
۵میبگذری و روی تو از پیشم
ما را تو به راه آسیا دیدی
۶بیگانه مباش چون دو چشمم را
از خون جگر در آشنا دیدی
۷تا روی چو آفتاب بنمودی
بس دل که چو ذره در هوا دیدی
۸عطار ز دست رفت و تو با او
دیدی که چه کردی و چها دیدی
۹