غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۰ عطار

شاعر
عطار
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ای آنکه هیچ جایی آرام جان ندیدی

رنج جهان کشیدی گنج جهان ندیدی

۱

هرچند جهد کردی کاری به سر نبردی

چندان که پیش رفتی ره را کران ندیدی

۲

زان گوهری که گردون از عشق اوست گردان

قانع شدی به نامی اما نشان ندیدی

۳

مرد شنو چه باشی مردانه رو سخن دان

چه حاصل از شنیدن چون در عیان ندیدی

۴

می‌دان که روز معنی بیرون پرده مانی

گر در درون پرده خود را نهان ندیدی

۵

آن نافه‌ای که جستی هم با تو در گلیم است

تو از سیه گلیمی بویی از آن ندیدی

۶

گر جان بر او فشانی صد جان عوض ستانی

بر جان مگرد چندین انگار جان ندیدی

۷

عمری بپروریدی این نفس سگ صفت را

چه سود چون ز مکرش یک‌دم امان ندیدی

۸

نا آزموده گفتی هستم چنان که باید

لیکن چو آزمودی هرگز چنان ندیدی

۹

افسوس می‌خورم من کافسوس خواره‌ای را

جز هم‌نفس نگفتی جز مهربان ندیدی

۱۰

تو مرغ بام عرشی در قعر چاه مانده

هم در زمین بمردی هم آسمان ندیدی

۱۱

آخر چو شیر مردان بر پر ز چاه و رفتی

انگار نفس سگ را در خاکدان ندیدی

۱۲

دل را به باد دادی وانگه به کام این سگ

یک‌پاره نان نخوردی یک استخوان ندیدی

۱۳

عطار در غم خود عمرت به آخر آمد

چه سود کز غم خود غیر از زیان ندیدی

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ندیدیقافیه: ـان۱۳ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ندیدی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. ندیدیندیدی
  2. نبردیندیدی
  3. گردانندیدی
  4. دانندیدی
  5. مانیندیدی
  6. استندیدی
  7. ستانیندیدی
  8. راندیدی
  9. بایدندیدی
  10. راندیدی
  11. ماندهندیدی
  12. رفتیندیدی
  13. سگندیدی
  14. آمدندیدی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۸۵۲ شعر) قرار دارد.