چنین گفتهست آن دانندهٔ پاک
که هر کو در مُقامر خانهٔ خاک
۱چنان در پاک بازی سر بر افراخت
که هرچش بود با یک دیده در باخت
۲گرفته توبه کرد و نیز نشکست
نه بر بیهوده چشمی داد از دست
۳بتوبه گرچه در پیش صف آید
ولی چشم شده کی با کف آید
۴عزیزا هر دمی کز دل برآری
که آن بی ذکر حق ضایع گذاری
۵چو چشمی دان که در میبازی آن را
تدارک کی توان کرد این زیان را
۶مده ازدست چیزی را که از عز
نیاید نیز با دست تو هرگز
۷