بخش بیست و دوم

(۷) حکایت ابوعلی فارمدی عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چنین دادند ره بینان دمساز

خبر از بوعلی فاربد باز

۱

که گفت ای مرد نه خوش شو بخواندن

نه دل ناخوش کن از خُسران و راندن

۲

قبول خویش را مشمر غنیمت

مشو گر رَد شوی هرگز هزیمت

۳

که چون نفریبی از نعمت دمی تو

نگردی از بلا پست غمی تو

۴

برون این همه رنگ دگرگون

برنگی دیگرت آرند بیرون

۵

اگر این رنگ افتد بر رگویت

دو عالم عنبرین گردد ز بویت

۶

اگر این رنگ یابی ای یگانه

نباید هیچ چیزت جاودانه

۷

همه چیزی چو ازتو چیز گردد

ترا کی مَیلِ چیزی نیز گردد

۸

چو تو دائم تو باشی بی بهانه

همه چیزی توداری جاودانه

۹

چو دائم محو باشی در الهی

ز تو خواهند امّا تو نخواهی

۱۰

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش بیست و دوم (۱۳ شعر) قرار دارد.