بخش
دفتر اول عطار
این بخش از «جوهرالذات» عطار است و ۱۰۲ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۰۲).
- مورد منتشرشده
- ۱۰۲
- صفحه
- ۷
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۴۹بخش ۴۹ - و ایضاً در اسرار شیطان فرمایدمنت حیران و لعنت باز ماندهنمود عشقت اینجا باز خواندهخواندن شعر ‹
- ۵۰بخش ۵۰ - در معنی ان اللّه خلق ادم فی صورت الرّحمان فرمایدصفات و ذات با هم خلوتی ساختنمود آدم از خود کل بپرداختخواندن شعر ‹
- ۵۱بخش ۵۱ - در اثبات ذات و دل گویدتو ذاتی در صفات آدم نمودهاز آن دم خویشتن این دم نمودهخواندن شعر ‹
- ۵۲بخش ۵۲ - در صفت جان و اثبات توحید کل فرمایدچو آدم در بهشت جان نظر کردنمود خویشتن زیر و زبر کردخواندن شعر ‹
- ۵۳بخش ۵۳ - در صفت ره یافتن و می عشق خوردن و جانان دیدن به تحقیق گویددریغا ره نمیدانی چه گوئیکه سرگردان شده مانند گوئیخواندن شعر ‹
- ۵۴بخش ۵۴ - در معنی و هو معکم اینما کنتم و حقیقت کل فرمایدندا آمد درون جسم و جانشورا بنمود کل راز نهانشخواندن شعر ‹
- ۵۵بخش ۵۵ - در پیدا آوردن حوّا از پهلوی چپ آدم در نمودار سیر کل فرمایدز پهلوی چپ آدم عیان شدنمود جزو و کل دیگر نهان شدخواندن شعر ‹
- ۵۶بخش ۵۶ - در خطاب کردن با دل در اعیان کل و گذرکردن از تقلید فرمایددلا بگذر ز خود وندر فنا شوعیان انبیا و اولیا شوخواندن شعر ‹
- ۵۷بخش ۵۷ - در مباح شدن حوّا بر آدم و عقد و نکاح بستن ایشان بصد بار صلواة فرمایدخطاب آمد که آدم چندگوئیدرون بنموده رویم چند جوئیخواندن شعر ‹
- ۵۸بخش ۵۸ - درخواست کردن آدم از حضرت حق نشان خاتم النبّیین علیه السّلام راخطابی کرد آدم کای دل و جانبگو با من کنون این راز پنهانخواندن شعر ‹
- ۵۹بخش ۵۹ - در دعا کردن آدم در حضرت حق مر فرزندان را و شفیع آوردن پیغامبر علیه السّلامچنین گفت ای خدای حی رحمانکریم و قادر و دانا و سبحانخواندن شعر ‹
- ۶۰بخش ۶۰ - بر پرگرفتن جبرئیل(ع)آدم علیه السّلام را و تقریر کردن جنّات عدنبهرجایی روان کز عشق میشددمی کآنجای آدم را همی شدخواندن شعر ‹
- ۶۱بخش ۶۱ - در نمودار سرّ اعیان کل فرمایدنمود حق نه چیزی هست بازیتو این دم در تمامت سرفرازیخواندن شعر ‹
- ۶۲بخش ۶۲ - رفتن ابلیس به تلبیس در بهشت در دهان مار از جهت مکر کردن با آدم علیه افضل الصّلوات و اکمل التحیاتچو شد شیطان سوی جنّت ابا ماردرون آن دهن او ماند بیمارخواندن شعر ‹
- ۶۳بخش ۶۳ - در مناجات کردن شیطان با حق و یاری خواستن او در بیرون آوردن آدم (ع) از بهشتچنین دیدم من اندر لوح اسرارتو میدانی نمییارم بگفتارخواندن شعر ‹
- ۶۴بخش ۶۴ - در بلای عشق کشیدن و لقای دوست دیدن فرمایدبلای عشق قربت برکشیدمکه تادر عاقبت رویت بدیدمخواندن شعر ‹
