بیان وادی معرفت

گفتار عباسه دربارهٔ عشق و معرفت عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

با کسی عباسه گفت ای مرد عشق

ذره‌ای بر هرک تابد درد عشق

۱

گر بود مردی، زنی زاید ازو

ور زنیست ای بس که مرد آید ازو

۲

زن ندیدی تو که از آدم بزاد

مرد نشنیدی که از مریم بزاد

۳

تا نتابد آنچ می‌باید تمام

کار هرگز بر تو نگشاید مدام

۴

چون بتابد، ملک حاصل آیدت

حاصل آید هرچ در دل آیدت

۵

ملک نیز این دان و دولت این شمر

ذره‌ای زین، عالمی از دین شمر

۶

گر شوی قانع به ملک این جهان

تا ابد ضایع بمانی جاودان

۷

هست دایم سلطنت در معرفت

جهد کن تا حاصل آید این صفت

۸

هرک مست عالم عرفان بود

بر همه خلق جهان سلطان بود

۹

ملک عالم پیش او ملکی شود

نه فلک در بحر او فلکی شود

۱۰

گر بدانندی ملوک روزگار

ذوق یک شربت ز بحر بی‌کنار

۱۱

جمله در ماتم نشینندی ز درد

روی یک دیگر ندیدندی ز درد

۱۲

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بیان وادی معرفت (۶ شعر) قرار دارد.