بخش دوازدهم

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آن یکی دیوانهٔ میگفت زار

کز همه عالم مرا اینست کار

۱

تا کنم بر روی خاکستر نشست

خاک میریزم بسر از هر دو دست

۲

هم پلاسی را بگردن افکنم

هم کنب را بر میان محکم کنم

۳

اشک میبارم بزاری بردوام

چکنم و چکنم همی گویم مدام

۴

تاکسی کو پیشم آید راز جوی

گویدم آخر چه بودت باز گوی

۵

من بدو گویم که ای صاحب مقام

می ندانم می ندانم و السلام

۶

چکنم و چکنم همیشه جفت ماست

می ندانم می ندانم گفت ماست

۷

گر در این میدان کشندت یک دمی

برتو تابد از تحیر عالمی

۸

ور ره این پرده نگشاید ترا

این همه افسانهٔ آید ترا

۹

گر ترا دانش اگر نادانیست

آخر کار تو سرگردانیست

۱۰

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش دوازدهم (۱۳ شعر) قرار دارد.