بخش بیست و یکم

بخش ۳ - الحكایة و التمثیل عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

خواجهٔ در نزع جمعی را بخواست

گفت کار من کنید ای جمع راست

۱

هر یکی را کار دیگر راست کرد

حاجتی از هر کسی درخواست کرد

۲

چون ز عمر خود نمیدید او امان

زود زود آن حرف میگفت آن زمان

۳

بود بر بالین او شوریدهٔ

گفت تو کوری نداری دیدهٔ

۴

آن ثریدی را که تو در کل حال

در شکستی مدت هفتاد سال

۵

چون براری آنهمه در یک زمان

هین فرو کن پای و جان ده زود جان

۶

در چنین عمری دراز ای بی هنر

تو کجا بودی کنونت شد خبر

۷

جملهٔ عمرت چنین بودست کار

وین زمان هم درحسابی و شمار

۸

می بمیری خنده زن چون شمع میر

زین بشولش تا کی آخر جمع میر

۹

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش بیست و یکم (۱۳ شعر) قرار دارد.