بخش بیست و دوم

بخش ۹ - الحكایة ‌و التمثیل عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شد مگر دیوانه شبلی چند گاه

برد با دیوانه جایش پادشاه

۱

کرد شه در کار او لختی غلو

کان فلان دارو کنیدش در گلو

۲

پس زفان بگشاد شبلی بی قرار

گفت خود را بیهده رنجه مدار

۳

کاین نه زان دیوانگیست ای نیک مرد

کان بدارو به شود گردم مگرد

۴

هر کجا دردی بود درمان پذیر

آن نباشد درد کان باشد زحیر

۵

جان اگر نبود مرا جانان بسست

داروی من درد بیدرمان بسست

۶

چون ترا با حق نیفتد هیچ کار

تو چه دانی قیمت این روزگار

۷

چون بخون صد ره بگرداند ترا

آنگهی یک دم برنجاند ترا

۸

صد رهت مرده کند پس زندهٔ

تاترا نانی دهد یا ژندهٔ

۹

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش بیست و دوم (۱۳ شعر) قرار دارد.