بود خوش دیوانهٔ در زیر دلق
گفت هر چیزی که در وی ماند خلق
۱علتست و من چو هستم دولتی
میرسم از عالم بی علتی
۲از ره بی علتیم آورده اند
در جنون دولتیم آورده اند
۳لاجرم کس را به سرّم راه نیست
از جنونم هیچ جان آگاه نیست
۴هرکه در بی علتی حق فتاد
در خوشی جاودان مطلق فتاد
۵هرچه دید و هرچه بر وی رفت نیز
خوش شمرد آن جمله چون جان عزیز
۶