بود مردی چست خوش خوش نام او
حق تعالی کرده نامش دام او
۱گر کسی در جانش آتش میزدی
او نرنجیدی و خوش خوش میزدی
۲خانهٔ بودش فرو افتاد پاک
ماند فرزند و زنش در زیر خاک
۳ایستاده بود خوش خوش برکنار
وانگهی میگفت خوش خوش اینت کار
۴چون همه چیزی ز پیشان دید او
قول خوش خوش گفتن آسان دید او
۵گر چو خوش خوش خوش نبینی هر چه هست
خوش خوشی در ناخوشی افتی بشست
۶گر شود همچون زمین پست آسمان
تو خوشی خود طلب کن از میان
۷