جهد کن کثرت نه بینی ای پسر
تا نگردی همچو احول کژ نظر
۱جهد کن کثرت نبینی ای سوار
تا نباشی همچو احول شرمسار
۲جهد کن کثرت نه بینی ای فقیر
تا نمانی همچو احول در سعیر
۳جهد کن کثرت نه بینی ای فتا
تا نمانی همچو احول در فنا
۴هر که دو بیند نشان غافلی است
زانکه او اندر مقام احولی است
۵دو مبین گر مرد راهی ای پسر
تا شوی در راه معنی معتبر
۶دو مبین و دو مدان و دو مجوی
چند از این قال و قیل وگفتگو
۷دو مبین ای مرد معنی درمیان
تا شود اسرار حق بر تو عیان
۸دو مبین ای پاکباز و پاک رو
یک دم از گفتار من آگاه شو
۹دو مبین خود را شناس و باز دان
تا شوی تو شاهباز لامکان
۱۰دو مبین ای مرد بگذر از شکی
تا رسی در عالم کم بوده گی
۱۱دو مبین ای مرد راه ذوالجلال
تا رسی در عالم وصل وصال
۱۲دو مبین در معرفت ای با وفا
تا رسی در عالم صدق و صفا
۱۳دو مبین در راه عشق راستان
تا شوی از هر دو عالم بینشان
۱۴دو مبین در وحدت وحق را نگر
تا یکی بینی جهان را سر بسر
۱۵دو مبین و بگذر از هر نیک و بد
تا یکی بینی ازل را با ابد
۱۶دو مبین و بگذر از هر ننگ ونام
تا رسی در راه وحدت والسلام
۱۷احولک دو دید از راه اوفتاد
سرنگون سار اندر آن چاه اوفتاد
۱۸احولک در آینه چون بنگرید
روی خود دو دید آن نحس پلید
۱۹لاجرم از غافلی در ره فتاد
زانکه احول دید اندر چه فتاد
۲۰لاجرم بدبخت و سرگردان شده
هم ز احول دیدنش حیران شده
۲۱لاجرم در بند صورت مانده است
پای تا سر در کدورت مانده است
۲۲