غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۷ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کیست‌ کز جهد به آن انجمن ناز رسد

سرمه‌گردیم مگر تا به تو آواز رسد

۱

درخور غفلت دل دعوی پیدایی ماست

همه محویم‌گر آیینه به پرداز رسد

۲

حذر ای شمع ز تشویش زبان‌آرایی

که مبادا سر حرفت به لب‌گاز رسد

۳

ما و من آینه‌دار دو جهان رسوایی‌ست

هستی آن عیب نداردکه به غمّاز رسد

۴

سر به جیب از نفس شمع عرق می‌ریزد

یعنی آب است نوایی که به این ساز رسد

۵

حشر آتش همه‌جا آینهٔ سوختن است

آه از انجام غروری که به آغاز رسد

۶

هستی‌ام نیستی انگاشتنی می‌خواهد

ورنه آن رنگ ندارم که به پرواز رسد

۷

خاکساری اثر چون و چرا نپسندد

عجز بر هرچه زند سرمه به آواز رسد

۸

مدعی درگذر از دعوی طرز بیدل

سحر مشکل که به کیفیت اعجاز رسد

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: رسدقافیه: ـاز۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رسدرسد
  2. ماسترسد
  3. زبان‌آراییرسد
  4. رسوایی‌سترسد
  5. می‌ریزدرسد
  6. استرسد
  7. می‌خواهدرسد
  8. نپسنددرسد
  9. بیدلرسد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.