بحث و جدل به افت جان میکند طرف
سرها به تیغ فتنه زبان میکند طرف
۱طعن خسان مقابل صدق مقال توست
اظهار راستی به سنان میکند طرف
۲از گفت و گو به خاک مزن گوهر وقار
این موج بحر را به کران میکند طرف
۳تا کی ز چارسوی تعلق خرد کسی
جنسی که آتشش به دکان میکند طرف
۴تشویش خوب و زشت ز آثار آگهیست
آیینه را صفا به جهان میکند طرف
۵بد نیست با معاملهٔ جاه ساختن
اما دماغ را به خران میکند طرف
۶پیدا اگر نباشی از آفات رستهای
با ناوک غرور نشان میکند طرف
۷تا آتشی به دل نزند عشق چون سپند
آداب را به ناله چسان میکند طرف
۸همدرس خلق باش، تغافل کمال نیست
ای بی خبر کری به فغان میکند طرف
۹آسان مدان تردد روزی که چون هلال
با نُه سپهر یک لب نان میکند طرف
۱۰بیدل غرور لاف دلیل سبکسریست
خودسنجیات به سنگکران میکند طرف
۱۱