عمریست ناز دیدهٔ تر میکشیم ما
از اشک، انتظار گهر میکشیم ما
۱تسخیر حسن، درخور حیرتنگاهی است
صید عجب به دام نظر میکشیم ما
۲دامنکشان ز ناز به هرسو گذر کنی
چون سایه زیر پای تو سر میکشیم ما
۳از خلق اگر کناره گرفتیم، مفت ماست
کشتی ز چارموجِ خطر میکشیم ما
۴پرواز ما سری نکشید از شکست بال
امروز ناله هم تهِ پر میکشیم ما
۵ای چرخ! پاس آه دل خسته لازم است
این رشته را ز پای گهر میکشیم ما
۶عمریست در ادبکدهٔ وضع خامشی
از ناله، انتقام اثر میکشیم ما
۷شمع خموش انجمن داغ حیرتیم
خمیازهٔ خمار نظر میکشیم ما
۸داغ سپهر، مرهم کافور میبرد
زین آه کز جگر چو سحر میکشیم ما
۹همچون نفس، بنای جهان بر تردد است
در منزلیم و رنج سفر میکشیم ما
۱۰فرصت، کفیل اینهمه شوخی نمیشود
آیینهای به روی شرر میکشیم ما
۱۱بیدل! به جرم آنکه چو آیینه سادهایم
خاکستر است آنچه به بر میکشیم ما
۱۲