غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۷ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

داغیم چون سپند، مپرس از بیان ما

در سرمه بال می‌زند امشب فغان ما

۱

عرض‌ِ کمال ما عرق‌آلود خجلت است

ابر است اگر بلند شود آسمان ما

۲

ما را چو شمع باب‌ِ گداز آفریده‌اند

یعنی ز مغز نرم‌تر است استخوان ما

۳

شبنم‌صفت ز بس‌که سبکبار می‌رویم

بوی گل است، ناقه‌کش کاروان ما

۴

چون شعله، سر به عالم بالا نهاده‌ایم

خاشاک وهم نیست حریف عنان ما

۵

شوخی، نگاه ما نفروشد چو آینه

عمری‌ست تخته است ز حیرت، دکان ما

۶

پرواز ناله نیز به جایی نمی‌رسد

از بس بلند ساخته‌اند آشیان ما

۷

رنگ شکسته آینهٔ بی‌خودی بس است

یارب! زبان ما نشود ترجمان ما

۸

جز داغ نیست مائدهٔ دستگاه عشق

آتش خورَد کسی‌ که شود میهمان ما

۹

با آن‌که ما اسیرِ کمند حوادثیم

عنقاست بی‌نشان به سراغ نشان ما

۱۰

کو خامشی‌ که شانه‌کش مدعا شود؟

آشفته است‌ طرهٔ وضع بیان ما

۱۱

پیداست راز سینهٔ ما بیدل از زبان

یک پارهٔ دل است زبان در دهان ما

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ماقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ما» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. ماما
  2. استما
  3. آفریده‌اندما
  4. می‌رویمما
  5. نهاده‌ایمما
  6. آینهما
  7. نمی‌رسدما
  8. استما
  9. عشقما
  10. حوادثیمما
  11. شودما
  12. زبانما

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.