بیریشه سوخت مزرع آه حزین ما
درد دلی نکاشت قضا در زمین ما
۱شهرتنوایی هوس نام، سرمهخوست
چینی به مو رسید، ز نقش نگین ما
۲گشتیم خاک و محو نگردید سرنوشت
خط میکشد غبار هنوز از جبین ما
۳فرصت کفیل سیر تأمل نمیشود
آتش زدهست صفحهٔ نظم متین ما
۴جز در غبار شیشهٔ ساعت نیافته
رفتار کاروان شهور و سنین ما
۵ناموس راز فقر و غنا در حجاب ماند
دامن به چیدنی نشکست آستین ما
۶جمعیت دل است مدارای کفر هم
چون سبحه کوچه داد به زنّار، دین ما
۷خورشید در کنار و به شب غوطه خوردهایم
آه از سیاهی نظر دوربین ما
۸چون شمع، پیش از آنکه شویم آشیان داغ
آتش فتاده بود پی انگبین ما
۹تا کی شود جنون نفسی فارغ از تلاش؟
آیینه سوخت از نفس واپسین ما
۱۰خواهد به شکل قامت خمگشته برگشود
بستهست زندگی کمر ما به کین ما
۱۱بیدل! مباش ممتحن وهم زندگی
چین کمند مقصد عمر از کمین ما
۱۲