کوتاه نیست سلسلهٔ دود آه ما
آشفتگی به زلف که وا کرد راه ما؟
۱صاف طرب ز هستی ما دُرد کلفت است
دارد نفس چو آینه، روز سیاه ما
۲در یاد جلوهٔ تو دل از دست دادهایم
نوحیرت است آینهٔ کمنگاه ما
۳زین باغ، سعی شبنم ما، داغ یأس برد
برگی نیافتیم که گردد پناه ما
۴از دستگاه آبله، اقبال ما مپرس
در زیر پا شکست ضعیفی، کلاه ما
۵چون اشک، سر در آبله پیچیده، میرویم
خاراست اگر همه مژه ریزی به راه ما
۶حیرت گداخت، شبنم اشکی بهار کرد
باری در این چمن، نفسی زد نگاه ما
۷هرجا رسیدهایم، تری موج میزند
عالم، طلسم یک عرق است از گناه ما
۸در عالمی که پیش رود دعوی حسد
یارب! مباد غفلت ما کینهخواه ما
۹بیدل! ز بسکه بیاثر عرض هستیام
گردی نکرد در دل آیینه، آه ما
۱۰