داغ گل کرد بهار از اثر لالهٔ ما
سرمه گردید صدای جرس نالهٔ ما
۱محو جولان هوس گشت سر و برگ نمو
داشت پرگار هوا شعلهٔ جوالهٔ ما
۲چند چون چشم بتان قافلهسالاری ناز؟
اثر روز سیاه است به دنبالهٔ ما
۳با همه جهل گر از زاهد و مکرش پرسی
سامری نیست فسون قابل گوسالهٔ ما
۴عاقبت همچو چنار از اثر دست دعا
آتش آورد برون زهد کهنسالهٔ ما
۵بر سیهبختی خود ناز دو عالم داریم
سایه دارد مژهات بر سر بنگالهٔ ما
۶همچو شمع از چمن آیینه ساغر زدهایم
گر رسد رنگ به پرواز شود هالهٔ ما
۷آب باید شدن از خجلت اظهار آخر
عرقی هست گره در نظر ژالهٔ ما
۸درِ نُه بیضهٔ افلاک شکافی بیدل!
تا به کام تپشی بال کشد نالهٔ ما
۹