وصف لب توگر دمد ازگفتگوی ما
گردد چوگوهر آبگره درگلوی ما
۱ای دربهار و باغ به سوی توروی ما
نام تو سکهٔ درمگفتگوی ما
۲بحریم ونیست قسمت ما آرمیدنی
چون موج خفته استتپش موبه موی ما
۳از اختراع مطلب نایاب ما مپرس
با رنگ و بو نساختگل آرزوی ما
۴ما وحباب آب زیک بحرمیکشیم
خالی شدن نبرد پری از سبوی ما
۵چون صبح چاک سینهٔ ما بخیهای نداشت
پاشیدن غبار نفس شد رفوی ما
۶عمریست باگداز دل خود مقابلیم
ای آینه عبث نشوی روبروی ما
۷ناگشته خاک دست نشستیم از غرور
چون شعله بود وقفتیمم وضوی ما
۸نقاش زحمت خط و خال آنقدر مکش
خط میکشد به سایهٔ موآب جوی ما
۹تا چند پروری به نفس مزرع امید
بایدکشید خاطر او را به سوی ما
۱۰غماز ناتوانی ما هیچکس نبود
بیدل شکست رنگ برون داد بوی ما
۱۱