وقت پیری شرم دارید از خضاب
مو، سیاهی دیده است اینجا به خواب
۱چشم دقتجوهری پیدا کنید
جز به روزن ذره کم دید آفتاب
۲اعتبارات آنچه دارد ذلت است
تا گهر گل کرد رفت از قطره آب
۳چشم بستن رمز معنی خواندن است
نقطه میباشد دلیل انتخاب
۴جمع علم افلاس میآرد نه جاه
بیشترها پوست میپوشد کتاب
۵زین بهارت آنچه آید در نظر
عبرتی گردیده باشد بینقاب
۶سوز عشقی نیست ورنه روشن است
همچو شمعت پای تا سر فتح باب
۷جز روانی نیست در درس نفس
سکته میخواند ز لکنت شیخ و شاب
۸انفعالم خودنمایی میکند
غم ندارد در جبین موج سراب
۹فرع از بس مایلِ اصل خود است
شیشه را انگور میداند شراب
۱۰فرصت از خود گذشتن هم کم است
یک عرق پل بر نفس بند ای حباب
۱۱از مکافات عمل غافل مباش
آتش ایمن نیست از اشک کباب
۱۲ما و من بینسبت است آنجا که اوست
با کتان ربطی ندارد ماهتاب
۱۳آن شکارافکن به خونم تر نخواست
چشم و مژگان بود فتراک و رکاب
۱۴بیدل استغنا همین یأس است و بس
دست بردار از دعای مستجاب
۱۵