غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نیک و بدم از بخت بدانجام سفید است

چندان‌ که سیاه است نگین نام سفید است

۱

سطری ننوشتم که نکردم عرق از شرم

مکتوب من از خجلت پیغام سفید است

۲

بر منتظران صرفه ندارد مژه بستن

در پرده همان دیدهٔ بادام سفید است

۳

ای غره ی جاه این همه اظهار کمالت

حرفی چو مه نو ز لب بام سفید است

۴

بر اهل صفا ننگ ‌کدورت نتوان بست

این شیر اگر پخته وگر خام سفید است

۵

ناصافی دل آینه‌ ی وصل نشاید

ای بیخردان جامهٔ احرام سفید است

۶

پوچ است تعلق چو ز مو رفت سیاهی

در پینه‌ کنون رشتهٔ این دام سفید است

۷

صبحی به سیاهی نزد از دامن این دشت

چندان که نظر کار کند شام سفید است

۸

از چرخ کهن درگذر و کاهکشانش

فرسودگیی از خط این جام سفید است

۹

از خویش برآ منزل تحقیق نهان نیست

صد جاده درین‌دشت به یک گام سفید است

۱۰

چون دیدهٔ قربانی‌ات از ترک تماشا

بیدل همه جا بستر آرام سفید است

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: سفید استقافیه: ـام۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. شرماست
  3. بستناست
  4. کمالتاست
  5. بستاست
  6. نشایداست
  7. سیاهیاست
  8. دشتاست
  9. کاهکشانشاست
  10. نیستاست
  11. تماشااست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.