غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۳ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است

هرچه می‌روید ازین صحرا زبان سایل است

۱

اعتبارات غنا و فقر ما پیداست چیست

خاک از آشفتن غبارست و به جمعیت‌گل است

۲

وحشت بحر از شکست موج ظاهر می‌شود

رنگ روی عشقبازان‌گرد پرواز دل است‌

۳

بی‌گداز خویش باید دست شست از اعتبار

هرکه درخود می‌زند آتش چراغ محفل است

۴

صیدگاه‌کیست این‌گلشن‌که هر سو بنگری

آب و رنگ‌گل پرافشانتر ز خون بسمل است

۵

هرچه می‌بینم سراغی از خیالش می‌دهد

پیش مجنون وادی امکان غبار محمل است

۶

سیل بنیاد تحیر حسرت دیدارکیست‌

جوهرآیینه چون اشکم‌چکیدن مایل است

۷

نیستی شاید به داد اضطراب ما رسد

شعله را بی‌سعی خاکسترتسلی مشکل است

۸

تا نگردید آفت آسایشم نیرنگ هوش

زین معما بیخبر بودم‌که مجنون عاقل است

۹

ازتلاش عافیت بگذرکه در دریای عشق

هرکجا بی‌دست‌و پایی‌جلوه‌گر شدساحل است

۱۰

کوشش ما مانع سرمنزل مقصود ماست

در میان بسمل و راحت تپیدن حایل است

۱۱

باطن آسوده ازیک حرف بر هم می‌خورد

غنچه تا خواهد نفس‌بر لب‌رساند بیدل است

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـل۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. چیستاست
  3. می‌شوداست
  4. اعتباراست
  5. بنگریاست
  6. می‌دهداست
  7. دیدارکیستاست
  8. رسداست
  9. هوشاست
  10. عشقاست
  11. ماستاست
  12. می‌خورداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.