چشم بیدار طرب مایهٔ سامانگل است
در نظر خوابت اگر سوخت چراغانگل است
۱آب و رنگ دگر از فیض جنون یافتهایم
عرض رسوایی ما چاکگریبانگل است
۲عشرت رفته درین باغ تماشا دارد
خندههای سحر آغوش پریشانگل است
۳یکنگه مشق تماشای طرب مفت هوس
غنچه در مهد بهپرداز دبستان گل است
۴داغ بیطاقتی کاغذ آتش زدهایم
رفتن از خود چقدر سیر خیابانگل است
۵اشک ما موج تبسمکدهٔ شوخی اوست
شور شبنم نمکی از لب خندانگل است
۶فرصت عیشدرین باغ نچیدهست بساط
رنگ گردیست ز پاییکه به دامانگل است
۷نشوی بیهوده تهمتکش جمعیت دل
غنچه هم در شکن ببستن پیمانگل است
۸تو هم از نالهٔ بلبل نشستن آموز
صحن این باغ پر از خانه بهدوشان گل است
۹رنگ و بو در نظرت چند نقاب آراید
با خبر باش همین صورت عریانگل است
۱۰یاد ما حسن تو را آینهٔ استغناست
نالهٔ بلبل بیدل علمشانگل است
۱۱