پادشاهی بهرام گور فردوسی
این بخش از «شاهنامه» فردوسی است و ۴۶ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۴۶).
- مورد منتشرشده
- ۴۶
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
جهان این بخش
شخصیتها
- سام پهلوانی و افسانهای
پهلوانی زابلی و پدر زال. از بهدنیا آمدن پسرش با موی سپید ناخشنود شد و او را در دامنهٔ البرز رها کرد؛ بعدها در بارگاه منوچهر جایگاهی بلند دارد.
- زال پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: دستان، زال زر
پسر سام و پدر رستم. با موی سپید به دنیا آمد و سیمرغ او را در آشیانهاش پرورد؛ بعد بر زابلستان فرمان راند و با رودابه پیوند بست.
- رودابه پهلوانی و افسانهای
همسر زال و مادر رستم. در سختیِ زایمانش به راهنمایی سیمرغ موبدی بر بالینش آمد و رستم به شیوهای شگفت از مادر جدا شد، بی آنکه مادر بمیرد.
- رستم پهلوانی و افسانهای · شخصیت اصلی
نامهای دیگر: تهمتن، رستم دستان، پیلتن
نامآورترین پهلوان شاهنامه و فرزند زال و رودابه. اسبش رخش است و از ماجراهای مشهورش هفتخان، نبرد با سهراب و نبرد با اسفندیار را میشمارند.
- تهمینه پهلوانی و افسانهای
دختر شاه سمنگان، همسر رستم و مادر سهراب. شبی که رستم میهمان سمنگان بود، خود به بالین او رفت و از او فرزندی خواست.
- سهراب پهلوانی و افسانهای
پسر رستم و تهمینه که در سمنگان به دنیا آمد. نبردی میان او و رستم از رویدادهای نامآور زندگی رستم شمرده میشود.
- کیکاووس پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کاووس
شاه کیانی و پدر سیاوش. رستم او را از بند شاه هاماوران رهانید و سیاوش را هم برای آموزش به رستم سپرد.
- سیاوش پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: سیاووش
فرزند کیکاووس و پدر کیخسرو. سالها نزد رستم در زابلستان پرورش یافت و در شاهنامه چهرهای پاکدل و بیگناه دارد.
- افراسیاب پهلوانی و افسانهای
شاه اسطورهای توران و پسر پشنگ. در داستانهای رستم و سیاوش حریف ایرانیان است و سرانجام به دست کیخسرو کشته میشود.
- گشتاسپ پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کیگشتاسپ
شاه کیانی، پسر لهراسپ و پدر اسفندیار. یکی از بخشهای شاهنامه به پادشاهی او نام گرفته است.
- اسفندیار پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: اسپندیار
شاهزادهٔ کیانی و پسر گشتاسپ. بیش از هر چیز به نبرد سوگانگیزش با رستم شناخته میشود که در آن کشته میشود.
- سیمرغ اسطورهای
پرندهای اسطورهای که زال را پرورد و در سراسر زندگی یار او و پسرش رستم بود.
- ۱بخش ۱چو بر تخت بنشست بهرام گوربرو آفرین کرد بهرام و هورخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲دگر روز چون بردمید آفتابببالید کوه و بپالود خوابخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳چنان بد که روزی به نخچیر شیرهمیرفت با چند گرد دلیرخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴ز پیش سواران چو ره برگرفتسوی خان بیبر به راهام تفتخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵برفت و بیامد به ایوان خویشهمه شب همی ساخت درمان خویشخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶چو یوز شکاری به کار آمدشبجنبید و رای شکار آمدشخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷چو بنشست می خواست از بامدادبزرگان لشکر برفتند شادخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸برینگونه بگذشت سالی تمامهمی داشتی هرکسی می حرامخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹بیامد سوم روز شبگیر شاهسوی دشت نخچیرگه با سپاهخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰دگر هفته با موبدان و ردانبه نخچیر شد شهریار جهانخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱دگر هفته آمد به نخچیرگاهخود و موبدان و ردان سپاهخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲به روز سدیگر برون رفت شاهابا لشکر و ساز نخچیرگاهخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳به هشتم بیامد به دشت شکارخود و روزبه با سواری هزارخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴وزانجا برانگیخت شبرنگ رابدیدش یکی بیشه تنگ راخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵بخفت آن شب و بامداد پگاهبیامد سوی دشت نخچیرگاهخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶بفرمود تا تخت شاهنشهیبه باغ بهار اندر آرد رهیخواندن شعر ‹
