پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود فردوسی
این بخش از «شاهنامه» فردوسی است و ۳۳ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۳۳).
- مورد منتشرشده
- ۳۳
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
شخصیتها
- سام پهلوانی و افسانهای
پهلوانی زابلی و پدر زال. از بهدنیا آمدن پسرش با موی سپید ناخشنود شد و او را در دامنهٔ البرز رها کرد؛ بعدها در بارگاه منوچهر جایگاهی بلند دارد.
- زال پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: دستان، زال زر
پسر سام و پدر رستم. با موی سپید به دنیا آمد و سیمرغ او را در آشیانهاش پرورد؛ بعد بر زابلستان فرمان راند و با رودابه پیوند بست.
- رودابه پهلوانی و افسانهای
همسر زال و مادر رستم. در سختیِ زایمانش به راهنمایی سیمرغ موبدی بر بالینش آمد و رستم به شیوهای شگفت از مادر جدا شد، بی آنکه مادر بمیرد.
- رستم پهلوانی و افسانهای · شخصیت اصلی
نامهای دیگر: تهمتن، رستم دستان، پیلتن
نامآورترین پهلوان شاهنامه و فرزند زال و رودابه. اسبش رخش است و از ماجراهای مشهورش هفتخان، نبرد با سهراب و نبرد با اسفندیار را میشمارند.
- تهمینه پهلوانی و افسانهای
دختر شاه سمنگان، همسر رستم و مادر سهراب. شبی که رستم میهمان سمنگان بود، خود به بالین او رفت و از او فرزندی خواست.
- سهراب پهلوانی و افسانهای
پسر رستم و تهمینه که در سمنگان به دنیا آمد. نبردی میان او و رستم از رویدادهای نامآور زندگی رستم شمرده میشود.
- کیکاووس پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کاووس
شاه کیانی و پدر سیاوش. رستم او را از بند شاه هاماوران رهانید و سیاوش را هم برای آموزش به رستم سپرد.
- سیاوش پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: سیاووش
فرزند کیکاووس و پدر کیخسرو. سالها نزد رستم در زابلستان پرورش یافت و در شاهنامه چهرهای پاکدل و بیگناه دارد.
- افراسیاب پهلوانی و افسانهای
شاه اسطورهای توران و پسر پشنگ. در داستانهای رستم و سیاوش حریف ایرانیان است و سرانجام به دست کیخسرو کشته میشود.
- گشتاسپ پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کیگشتاسپ
شاه کیانی، پسر لهراسپ و پدر اسفندیار. یکی از بخشهای شاهنامه به پادشاهی او نام گرفته است.
- اسفندیار پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: اسپندیار
شاهزادهٔ کیانی و پسر گشتاسپ. بیش از هر چیز به نبرد سوگانگیزش با رستم شناخته میشود که در آن کشته میشود.
- سیمرغ اسطورهای
پرندهای اسطورهای که زال را پرورد و در سراسر زندگی یار او و پسرش رستم بود.
- ۱بخش ۱ - به خواب دیدن فردوسی دقیقی راچنان دید گوینده یک شب به خوابکه یک جام می داشتی چون گلابخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲ - سخن دقیقیچو گشتاسپ را داد لهراسپ تختفرود آمد از تخت و بربست رختخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳ - سخن دقیقیچو یک چند سالان برآمد بریندرختی پدید آمد اندر زمینخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴ - سخن دقیقیچو چندی برآمد برین روزگارخجسته ببود اختر شهریارخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵ - سخن دقیقیبرین ایستادند ترکان چیندو تن نیز کردند زیشان گزینخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶ - سخن دقیقیبپیچید و نامه بکردش نشانبدادش بدان هر دو گردنکشانخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷ - سخن دقیقیهمان چون بگفت این سخن شهریارزریر سپهدار و اسفندیارخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸ - سخن دقیقیسخن چون بسر برد شاه زمینسیه پیل را خواند و کرد آفرینخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹ - سخن دقیقیچو آگاهی آمد به گشتاسپ شاهکه سالار چین جملگی با سپاهخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰ - سخن دقیقیچو از بلخ بامی به جیحون رسیدسپهدار لشکر فرود آوریدخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱ - سخن دقیقیچو جاماسپ گفت این سپیده دمیدفروغ ستاره بشد ناپدیدخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲ - سخن دقیقیچو اندر گذشت آن شب و بود روزبتابید خورشید گیهان فروزخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳ - سخن دقیقیبیامد سر سروران سپاهپسر تهم جاماسپ دستور شاهخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴ - سخن دقیقیدو هفته برآمد برین کارزارکه هزمان همی تیرهتر گشت کارخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵ - سخن دقیقیپس آگاهی آمد به اسفندیارکه کشته شد آن شاه نیزه گزارخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶ - سخن دقیقیچو اسفندیار آن گو تهمتنخداوند اورنگ با سهم و تنخواندن شعر ‹
