بخش

یوسف و زلیخا جامی

این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۷۵ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۷۵).

مورد منتشرشده
۷۵
صفحه
۵

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۷۵ مورد · نمایش ۴۹ تا ۶۴)

  1. ۴۹بخش ۴۹ - تضرع نمودن زلیخا پیش دایه و التماس حیله ای که سبب مواصلت یوسف گردد علیه السلام کردنچو با آن کشته سودای یوسفز حد بگذشت استغنای یوسفخواندن شعر ‹
  2. ۵۰بخش ۵۰ - عمارت کردن دایه خانه ای که در وی تصویر جمال یوسف و زلیخا کردندچنین گویند معماران این کاخکه چون شد بر عمارت دایه گستاخخواندن شعر ‹
  3. ۵۱بخش ۵۱ - خواندن زلیخا یوسف را علیه السلام به سوی آن خانه و مطالبه وصال نمودنچو شد خانه تمام از سعی استادبه تزیینش زلیخا دست بگشادخواندن شعر ‹
  4. ۵۲بخش ۵۲ - درآوردن زلیخا یوسف را علیه السلام به خانه هفتم و بذل کردن مجهود در نیل مقصود و گریختن یوسف و ماندن زلیخا در تحیر و تأسفسخن پرداز این کاشانه رازچنین بیرون دهد از پرده آوازخواندن شعر ‹
  5. ۵۳بخش ۵۳ - پیش رسیدن عزیز یوسف را بر بیرون آن خانه و پنهان داشتن آنچه میان وی و زلیخا گذشته بود و افشای زلیخا آن راچنین زد خامه نقش این فسانهکه چون یوسف برون آمد ز خانهخواندن شعر ‹
  6. ۵۴بخش ۵۴ - کشیدن سرهنگان یوسف را علیه السلام به جانب زندان و گواهی دادن طفل شیرخواره به پاکی وی و گذاشتن ویچو یوسف را گرفت آن مرد سرهنگبه محنتگاه زندان کرد آهنگخواندن شعر ‹
  7. ۵۵بخش ۵۵ - در دست از دهن باز داشتن زنان مصر و زبان طعن بر زلیخا کشیدن و به تیغ غیرت عشق دست و زبان ایشان بریدننسازد عشق را کنج سلامتخوشا رسوایی و کوی ملامتخواندن شعر ‹
  8. ۵۶بخش ۵۶ - معذور داشتن زنان مصر بعد از مشاهده جمال یوسف زلیخا را و دلالت کردن یوسف را بر انقیاد زلیخا و تهدید کردن وی به زندانچو کالا را شود جوینده بسیارفزون گردد بدان میل خریدارخواندن شعر ‹
  9. ۵۷بخش ۵۷ - انگیز کردن زنان مصر زلیخا را بر فرستادن یوسف علیه السلام به زندان و فرمان بردن زلیخا ایشان راچو از دستان آن ببریده دستانهمه از خودپرستی بت پرستانخواندن شعر ‹
  10. ۵۸بخش ۵۸ - در پشیمان شدن زلیخا از فرستادن یوسف علیه السلام به زندان و فریاد و زاری کردن بر مفارقت ویدرین فیروزه کاخ دیر بنیادعجب غافل نهاد است آدمیزادخواندن شعر ‹
  11. ۵۹بخش ۵۹ - بی طاقت شدن زلیخا در مفارقت یوسف علیه السلام و در شب همراه دایه به زندان رفتن و مشاهده جمال وی کردنچو در زندان مغرب یوسف مهرنهان کرد از زلیخای فلک چهرخواندن شعر ‹
  12. ۶۰بخش ۶۰ - رفتن زلیخا در روز به بام قصر خویش و از آنجا نظاره بام زندان کردن و بر مفارقت یوسف ناله و زاری برداشتنشب آمد عاشقان را پرده رازشب آمد بی دلان را غصه پردازخواندن شعر ‹
  13. ۶۱بخش ۶۱ - در شرح احسان های یوسف علیه السلام با اهل زندان و تعبیر کردن وی خواب مقربان پادشاه مصر را و وصیت کردن وی مر یکی ازیشان را که وی را پیش پادشاه یاد کندز مادر هر که دولتمند زایدفروغ دولتش ظلمت زدایدخواندن شعر ‹
  14. ۶۲بخش ۶۲ - طلب کردن پادشاه مصر یوسف را علیه السلام برای تعبیر خواب خود و تعلل کردن وی تا آنچه میان وی و زنان مصر گذشته بود تفحص نمایندچو باشد خوشه خشک و گاو لاغربود از سال تنگت قصه آورخواندن شعر ‹
  15. ۶۳بخش ۶۳ - بیرون آمدن یوسف علیه السلام از زندان و گرامی داشتن پادشاه مر وی را و وفات کردن عزیز مصر و مبتلا شدن زلیخا به تنهایی و جداییدرین دیر کهن رسمیست دیرینکه بی تلخی نباشد عیش شیرینخواندن شعر ‹
  16. ۶۴بخش ۶۴ - در شرح حال زلیخا بعد از وفات عزیز مصر و استیلای محبت یوسف علیه السلام بر وی و ابتلای وی به محنت فراقدلی کز دلبری ناشاد باشدز هر شادی و غم آزاد باشدخواندن شعر ‹