بخش

یوسف و زلیخا جامی

این بخش از «هفت اورنگ» جامی است و ۷۵ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۷۵).

مورد منتشرشده
۷۵
صفحه
۵

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۷۵ مورد · نمایش ۳۳ تا ۴۸)

  1. ۳۳بخش ۳۳ - بردن برادران یوسف را از پیش پدر و در راه هدایت خود چاه ضلالت کندن و وی را بی هیچ جنایت در چاه افکندنفغان زین چرخ دولابی که هر روزبه چاهی افکند ماهی دل افروزخواندن شعر ‹
  2. ۳۴بخش ۳۴ - رسید کاروان به سر چاه و یوسف را بیرون آوردن و یک بار دیگر عالم را به آفتاب جمال وی روشن کردندبنامیزد چه فرخ کاروانیکز ا یشان آب جویان کاروانیخواندن شعر ‹
  3. ۳۵بخش ۳۵ - رسانیدن مالک یوسف را علیه السلام به حوالی مصر و خبر یافتن پادشاه از آن و عزیز را به استقبال ایشان فرستادنچو مالک را برون از دست رنجیفرو شد پای ازان سودا به گنجیخواندن شعر ‹
  4. ۳۶بخش ۳۶ - به آب نیل درآمدن یوسف علیه السلام و غبار سفر از خود شستن و به قصد بارگاه پادشاه مصر در هودج نشستنبه چارم روز موعود یوسف خورچو زد از ساحل نیل فلک سرخواندن شعر ‹
  5. ۳۷بخش ۳۷ - رسدن زلیخا به درگاه پادشاه و سبب ازدحام پرسیدن و جمال یوسف را علیه السلام دیدن و وی را شناختنزلیخا بود ازین صورت تهی دلکزو تا یوسف آمد یک دو منزلخواندن شعر ‹
  6. ۳۸بخش ۳۸ - به معرض بیع درآوردن مالک یوسف را علیه السلام و خریدن زلیخا وی را به اضعاف آنچه دیگران می خریدندچه خوش وقتی و خرم روزگاریکه یاری بر خورد از وصل یاریخواندن شعر ‹
  7. ۳۹بخش ۳۹ - داستان دختر بازغه نام از نسل عاد که به مال و جمال نظیر خود نداشت و غایبانه عاشق جمال یوسف شد و در آن آیینه جمال حقیقت دید و از مجاز به حقیقت رسیدنه تنها عشق از دیدار خیزدبسا کین دولت از گفتار خیزدخواندن شعر ‹
  8. ۴۰بخش ۴۰ - تربیت کردن زلیخا یوسف را علیه السلام و خدمتگاری نمودن وی مر او را به آنچه دسترس وی بودچو دولت گیر شد دام زلیخافلک زد سکه بر نام زلیخاخواندن شعر ‹
  9. ۴۱بخش ۴۱ - شرح دادن یوسف علیه السلام قصه محنت راه و زحمت چاه را و آگاه شدن زلیخا از آنکه اندوهی که آن روز داشته است به سبب آن بوده استسخن پرداز این شیرین فسانهچنین آرد فسانه در میانهخواندن شعر ‹
  10. ۴۲بخش ۴۲ - تمنا کردن یوسف علیه السلام شبانی را به حکم آنکه هیچ پیغمبری نبوده است که شبانی نکرده است و مهیا ساختن زلیخا اسباب شبانی وی راخوش آن بیدل که دولتیار گرددبه گرد خاطر دلدار گرددخواندن شعر ‹
  11. ۴۳بخش ۴۳ - مطالبه کردن زلیخا وصال یوسف را علیه السلام و استغنا نمودن یوسف از ویچو بندد بیدلی دل در نگارینگیرد کار او هرگز قراریخواندن شعر ‹
  12. ۴۴بخش ۴۴ - پرسیدن دایه از زلیخا سبب گداختن و سوختن وی را در مشاهده شمع جمال یوسف علیه السلامزلیخا را چو دایه آنچنان دیدز دیده اشکریزان حال پرسیدخواندن شعر ‹
  13. ۴۵بخش ۴۵ - فرستادن زلیخا دایه را به نزدیک یوسف علیه السلام و مطالبه مقصود کردن و ابا نمودن وی از آنزلیخا با غم با این درازیچو دید از دایه رحم چاره سازیخواندن شعر ‹
  14. ۴۶بخش ۴۶ - رفتن زلیخا به خود پیش یوسف علیه السلام و تضرع نمودن و عذر گفتن یوسف علیه السلام از تحصیل مراد ویچو دایه با زلیخا این خبر گفتز گفت او چو زلف خود برآشفتخواندن شعر ‹
  15. ۴۷بخش ۴۷ - فرستادن زلیخا یوسف را علیه السلام به جانب باغ و تهیه اسباب وی کردنچمن پیرای باغ این حکایتچنین کرد از کهن پیران روایتخواندن شعر ‹
  16. ۴۸بخش ۴۸ - رسیدن شب و عرضه کردن کنیزکان جمال خویش را بر یوسف علیه السلام تا به کدامیک از ایشان رغبت نمایدشبانگه کز سواد شعر گلریزفلک شد نوعروس عشوه انگیزخواندن شعر ‹