ای که هرگز نشود زلف کجت با ما راست
کار ما راست شود چون تو کنی بالا راست
۱ما نتابیم ز روی تو نظر گرچه گرفت
از مژه چشم تو صد تیر بلا بر ما راست
۲خلعت لطف به قد تو بریدند ای سرو
ناید این جامه به قد دگری قطعا راست
۳راستم با تو علی رغم همه کج نظران
گرچه فرقی نبود پیش تو از کج تا راست
۴می نیارد به زبان خامه به جز وصف قدت
راستان را به زبان کی گذرد الا راست
۵دیده راست سزد جای خرام چو تویی
رنجه فرما قدم ای سرو که کردم جا راست
۶خواست جامی که رسد بر دل او ناوک تو
لله الحمد که آورد خدا آن را راست
۷