غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شنیده ام که به گل بلبل سحرخوان گفت

که شکر نعمت صبح وصال نتوان گفت

۱

درون غنچه چرا خون و جیب گل چاک است

اگر نه مرغ چمن داستان هجران گفت

۲

سماع لحن مغنی خوش است وین نکته

ز شاخ سرو سهی قمری خوش الحان گفت

۳

چو ذوق باده وحدت نیافت جان حکیم

ازان چه سود که بر نفی شرک برهان گفت

۴

دلی که یافت به شب زندگی ز جام صبوح

نشان زخضر و سیاهی و آب حیوان گفت

۵

زمانه نغمه عشاق و اشکریزی شان

چو دیده قصه نوح و حدیث طوفان گفت

۶

غذای خویش کن از ترک لقمه کین معنی

بود خلاصه هر حکمتی که لقمان گفت

۷

مبند لب ز نصیحت که مور بهر حذر

به همسران خبر از مقدم سلیمان گفت

۸

بود شکایت جام زفهم مستمعان

خوش آن که نکته مرموز با سخندان گفت

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: گفتقافیه: ـان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«گفت» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. گفتگفت
  2. استگفت
  3. نکتهگفت
  4. حکیمگفت
  5. صبوحگفت
  6. شانگفت
  7. معنیگفت
  8. حذرگفت
  9. مستمعانگفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.