غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

برفت یار و مرا در فراق خویش گذاشت

درون فگار و جگرچاک و سینه ریش گذاشت

۱

ندانم از غم هجرش پناه با که برم

چو عشق او نه مرا آشنا نه خویش گذاشت

۲

هزار قافله عاشق روانش از پس و پیش

مرا ز موکب خاصان نه پس نه پیش گذاشت

۳

ز بخت خود چه امیدم بود چنین که مرا

به یار عربده کوش ستیزه کیش گذاشت

۴

گذاشت بهر همه عاشقان بسی غم و درد

ولی نصیب من بی نصیب بیش گذاشت

۵

خوش آن طبیب که نیشش ز ریش دل چو کشید

برای مرهم آن پاره ای ز نیش گذاشت

۶

گرفت گریه جامی بر او چو آمو راه

چو کرد عزم سمرقند ودر هریش گذاشت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گذاشتقافیه: ـیش۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گذاشتگذاشت
  2. برمگذاشت
  3. پیشگذاشت
  4. مراگذاشت
  5. دردگذاشت
  6. کشیدگذاشت
  7. راهگذاشت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.