غزلیات

شمارهٔ ۲۴۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خبر آمدن یار دلم خرم کرد

لیک نا آمدنش حال مرا درهم کرد

۱

شادیی نیست که صدگونه غمش نیست ز پی

ای خوش آن کس که درین غمکده خو با غم کرد

۲

کی توانم که ز بنیاد کنم خار غمش

بیخ از اینسان که درآب و گل من محکم کرد

۳

گر نگریم من دلداده نه از بی دردیست

گرمی آتش دل چشم مرا بی نم کرد

۴

در چمن سرو سهی را نه تمایل ز صباست

پشت خود پیش قد او به تواضع خم کرد

۵

شرح پیش که کنم این دو شکایت ز فلک

که بریدش ز من و با دگران همدم کرد

۶

نیک رودیست نم دیده جامی که به آن

داد رخت خود و پدرود همه عالم کرد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کردقافیه: ـم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. کردکرد
  2. پیکرد
  3. غمشکرد
  4. دردیستکرد
  5. صباستکرد
  6. فلککرد
  7. آنکرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.