پریرم دیدی و نادیده کردی
سلامت گفتم و نشنیده کردی
۱گر این معنی پسند خاطر توست
نمی گویم که نپسندیده کردی
۲دلم خون گشت و آمد همدم اشک
به دیده تا تو جا در دیده کردی
۳خوش آن روزی که از طعن رقیبان
به سوی من گذر ترسیده کردی
۴اگر گفتی سخن آهسته گفتی
وگر کردی نظر دزدیده کردی
۵شدی آرام جانم گوییا رحم
براین جان نیارامیده کردی
۶چو برگردیدی از جامی عجب نیست
که نامش بخت برگردیده کردی
۷