چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد
وز می وصل، لبم بر لب جامی برسد
۱پخته و صاف اگر مینرسد از تو مرا
گهگه از عشق توام دُردیِ خامی برسد
۲گر رسولان وفا نامه نیارند ز تو
هم به زنهار جفا از تو پیامی برسد
۳گر نهای در بر من رغم ملامتگر من
به سلامت، بر من از تو سلامی برسد
۴بر گذر هست مرا ساخته صد دام حیَل
ترسم ای دوست تو را پای به دامی برسد
۵عقلم آوارهصفت میبدود در پی تو
گر به کویت نرسد هم به مقامی برسد
۶در پی وصل لبت گام زند همت من
دل خاقانی از او بو که به کامی برسد
۷