غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

عشق تو اندر دلم شاخ کنون می‌زند

وز دل من صبر را بیخ کنون می‌کند

۱

از سر میدان دل حمله همی آورد

بر در ایوان جان مرد همی افکند

۲

عشق تو عقل مرا کیسه به صابون زده است

و آمده تا هوش را خانه‌فروشی زند

۳

دور فلک بر دلم کرد ز جور آنچه کرد

خوی تو نیز از جفا یاری او می‌کند

۴

جان من از خشک و تر رفته چو سیم است از آنک

شعر به وصف تواَم چون زرِ تر می‌زند

۵

با تو ز دست فلک خیره چه نالم از آنک

هست درستم که پیش پای به ره بشکند

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـند۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌زندمی‌کند
  2. آوردافکند
  3. استزند
  4. کردمی‌کند
  5. آنکمی‌زند
  6. آنکبشکند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.