مه نجویم، مه مرا روی تو بس
گل نبویم، گل مرا بوی تو بس
۱عقل من دیوانهٔ عشق تو شد
بندش از زنجیر گیسوی تو بس
۲اشک من باران بیابر است لیک
ابر بیباران خم موی تو بس
۳آینه از دست بفکن کز صفا
پشت دست آئینهٔ روی تو بس
۴رنگ زلفت بس شب معراج من
قاب قوسینم دو ابروی تو بس
۵طالب ظل همائی نیستم
سایهٔ دیوار در کوی تو بس
۶آسمان در خون خاقانی چراست
کاین مهم را نامزد خوی تو بس
۷