غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

خه که دگرباره دل، درد تو در برگرفت

باز به پیرانه‌سر، عشق تو از سر گرفت

۱

یار درآمد به کوی، شور برآمد ز شهر

عشق در آمد ز بام، عقل رهِ در گرفت

۲

لعل تو یک خنده زد، مرده‌دلی زنده کرد

حسن تو یک شعله زد، سوخته‌ای درگرفت

۳

تاختن آورد هجر، تیغ بلا آخته

زحمت هستی ما، از ره ما برگرفت

۴

شیر به چنگال عنف، گردن آهو شکست

باز به منقار قهر، بال کبوتر گرفت

۵

صبر و دل و دین ما جمله ز ما بستدند

روح مجرد بماند، دامن دل برگرفت

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـگرفت۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. برگرفتگرفت
  2. شهرگرفت
  3. کرددرگرفت
  4. آختهبرگرفت
  5. شکستگرفت
  6. بستدندبرگرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.