قصاید

شمارهٔ ۱۰۷ - در ستایش ملک الوزرا زین الدین دستور عراق خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

صبح ز مشرق چو کرد بیرق روز آشکار

خنده زد اندر هوا بیرق او برق‌وار

۱

بود چو گوگرد سرخ کز بر چرخ کبود

داد مس خاک را گونهٔ زر عیار

۲

خسرو چین از افق آینهٔ چین نمود

زآینهٔ چرخ رفت زنگ شه زنگ بار

۳

در سپر ماه راند تیغ زراندوده مهر

بر کتف کوه دوخت دست سپیده غیار

۴

شد قلم از دست این، رمح به دست سماک

شد ارم از دست آن، باغ و لب جویبار

۵

ظل صنوبر مثال گشت به مغرب نگون

مهر ز مشرق نمود مهرهٔ زر آشکار

۶

داد غراب زمین روی به سوی غروب

تا نکند ناگهان باز سپهرش شکار

۷

سوخت شب مشک رنگ ز آتش خورشید و برد

نکهت باد سحر قیمت عود قمار

۸

برقع زرین صبح چرخ برانداخت و کرد

پیش عروس سپهر زر کواکب نثار

۹

تیغ زر آسمان خاک سیه پوش را

کرد منور چو رای، رای زن شهریار

۱۰

آصف حاتم سخا، احنف سحبان بیان

یحیی خالد عطا، جعفر هارون شعار

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـار۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. آشکاربرق‌وار
  2. کبودعیار
  3. نمودبار
  4. مهرغیار
  5. سماکجویبار
  6. نگونآشکار
  7. غروبشکار
  8. بردقمار
  9. کردنثار
  10. راشهریار
  11. بیانشعار

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۲۲۴ شعر) قرار دارد.