دیدی که چه کرد یار ما؟ دیدی؟
منصوبهٔ یار باوفا دیدی!
۱زین نوع که مات کرد دلها را
آن چشمه زندگی، کجا دیدی؟
۲در صورت مات برد میبخشد
مقلوبگری چو او، که را دیدی؟
۳ای بسته بند عشق حقستت
کز عشق هزار دلگشا دیدی
۴بستان باغی اگر گلی دادی
برخور ز وفا اگر جفا دیدی
۵از بستانش سر خر است این تن
زان بحر گهر تو کهربا دیدی
۶از فرعونی چو احولی دادت
آن بود عصا و اژدها دیدی
۷امروز چو موسیت مداوا کرد
صد برگ فشان از آن عصا دیدی
۸صیاد جهان فشاند شهدانه
آن را تو ز سادگی عطا دیدی
۹چون مرغ سلیم سوی او رفتی
دام و دغل و فن و دغا دیدی
۱۰بازت بخرید لطف نجینا
تا لطف و عنایت خدا دیدی
۱۱در طالع مه چو مشتری گشتی
ز الله عطای اشتری دیدی
۱۲چندان کرّت که در عدد ناید
این بستگی و گشاد را دیدی
۱۳تا آخر کار آن ولی نعمت
چشمت بگشاد توتیا دیدی
۱۴از چشمه سلسبیل مِی خوردی
عشرتگه خاص اولیا دیدی
۱۵چون دعوت اشربوا پری دادت
جولانگه عرصه هوا دیدی
۱۶وآنگه ز هوا به سوی هو رفتی
بر قاف پریدن هما دیدی
۱۷پرواز همای کبریایی را
از کیف و چگونگی جدا دیدی
۱۸باقیش مجیب هر دعا گوید
کز وی تو اجابت دعا دیدی
۱۹