بلبل سرمست برای خدا
مجلس گل بین و به منبر برآ
۱هین به غنیمت شمر این روز چند
زانک ندارد گل رعنا وفا
۲ای دم تو قوت عروسان باغ
فصل بهارست بزن الصلا
۳جان من و جان ترا پیش ازین
سابقهٔ بود که گشت آشنا
۴الفت امروز ازان سابقهست
گرچه فراموش شد آنها ترا
۵سیر ببینیم رخ همدگر
ناشده ما از رخ و از تن جدا
۶تا بشناسیم دران حشر نو
چونک چنین بوقلمونیم ما
۷صورت یوسف به یکی جرم شد
صورت گرگی بر اهل هوا
۸از غرضی چون پنهان شد ز چشم
صورت آن خسرو شیرین لقا
۹پس چو مبدل شود آن صورتش
چونش شناسی تو بدین چشمها
۱۰یارب بنماش چنانک ویست
از حق درخواست چنین مصطفا
۱۱خیز به ترجیع بگو باقیش
نیک نشانش کن و خطی بکش
۱۲ای رخ تو حسرت ماه و پری
پر بگشادی به کجا میپری
۱۳هین گروی ده سره آنگه برو
رفتن تو نیست ز ما سرسری
۱۴زنده جهان ز آب حیات توست
مست قروی تو دل لاغری
۱۵خود چه بود خاک که در چرخ تست
این فلک روشن نیلوفری
۱۶زین بگذشتم به خدا راست گو
رخت ازین خانه کجا میبری
۱۷در دو جهان کار تو داری و بس
راست بگو تا بچه کار اندری
۱۸ور بنگویی تو گواهی دهد
چشم تو آن فتنه گر عبهری
۱۹جان چو دریای تو تنگ آمدست
زین وطن مختصر ششدری
۲۰چون نشوی سیر ازین آب شور
چونک امیر آب دو صد کوثری
۲۱رست ز پای تو به فضل خدا
بهر ره چرخ پر جعفری
۲۲شاعر تو دست دهان برنهاد
تا که کند شاه به خود شاعری
۲۳شاه همی گوید ترجیع را
تا سه تمامش کن و باقی ترا
۲۴ای که ملک طوطی آن قندهات
کوزهگرم کوزه کنم از نبات
۲۵لیک فقیرم تو ز یاقوت خویش
وقت زکاتست مرا ده زکات
۲۶سابق خیری تو و خاصه کنون
موسم خیرست و اوان صلات
۲۷نک رمضان آمد و قدرست و عید
وز تو رسیدست در آن شب برات
۲۸در هوس بحر تو دارم لبی
کان نشود تر ز هزاران فرات
۲۹حبس دلم چاه زنخدان تست
کی طلبم زین چه و زندان نجات
۳۰عرض فلک دارد این قعر چاه
عرصهٔ او تیز نظر را کفات
۳۱صورت عشقی تو و بیصورتی
این عدد اندر صفت آمد نه ذات
۳۲هم تو بگو زانک سخنهای خلق
پیش کلام توبود ترهات
۳۳هم تو بگو ای شه نطع وجود
ای همه شاهان ز تو در بیت مات
۳۴چونک سه ترجیع بگفتم بده
تا عربی گویم یا سعد هات
۳۵یا قمرالحسن مزیلالظلام
جد بطلوع مع کاس المدام
۳۶