قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷ ناصرخسرو

مجموعه
قصاید
قالب
قصیده
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

از صحبت خلق دل گسستم

اندیشه ندیم دل بسستم

۱

در آب نمیدی آن ردا را

کش طمع طراز بود شستم

۲

چون سایه جهان پس من آمد

چون دید که من ازو بجستم

۳

جویندهٔ جسته گشت، از من

می‌جست چو من همیش جستم

۴

وان دیو که پیش من همی رفت

بر پای بماند و من نشستم

۵

بر گردن من نشسته بودی

و اکنونش به زیر پای خستم

۶

برگشت زمن بشُست دستش

چون شسته شد از هواش دستم

۷

لیکن نرهم همی ز قومش

هرچند ز مکر او بجستم

۸

یک چند میان جمع دیوان

تا کور بدم چو دیو زِستم

۹

از لشکرشان سپس نماندم

تا بود چو کاهشان سپستم

۱۰

لیکن ببُرید دیوم از من

چون دید که من چنو نه مستم

۱۱

من دست هوا به حبل حکمت

بستم به سزا و سخت بستم

۱۲

بر چرخ رسید بانگ و نامم

منگر به حدیث نرم و پستم

۱۳

این امت بت‌پرست را بین

آویخته حلقشان به شستم

۱۴

خواهند همی که همچو ایشان

من جز که خدای را پرستم

۱۵

والله که همی نخورد خواهم

با شکر بت‌پرست پستم

۱۶

در من نرسند از آنکه بیش است

از ششصدشان به فضل شستم

۱۷

چون من نبود کسی که بیش است

از قامت او بسی بدستم

۱۸

ای شاد شده بدانکه یک چند

چون مویه‌گران همی گرستم

۱۹

پیوسته شدم نسب به یمگان

کز نسل قبادیان گسستم

۲۰

از خاکم اگر بکند دیوت

در سنگ به رغم تو برُستم

۲۱

تیغ حجت به روز روشن

در حلق امام تو شکستم

۲۲

مردیم چنانکه تو بخواهی،

ای دیو، به هر کجا که هستم

۲۳

دل در شکمش به تیر برهان

هرچند نخواستی تو خستم

۲۴

بیمار و شکسته‌دل شده‌ستند

از قوت حجت درستم

۲۵

هر سال یکی کتاب دعوت

به اطراف جهان همی فرستم

۲۶

تا داند خصم من که چون تو

در دین نه ضعیف و خوار و سستم

۲۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـستم۲۷ از ۲۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گسستمبسستم
  2. راشستم
  3. آمدبجستم
  4. منجستم
  5. رفتنشستم
  6. بودیخستم
  7. دستشدستم
  8. قومشبجستم
  9. دیوانزستم
  10. نماندمسپستم
  11. منمستم
  12. حکمتبستم
  13. ناممپستم
  14. بینشستم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ ناصرخسرو

۶۳۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قصاید (۲۸۱ شعر) قرار دارد.