قصایدقصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ ناصرخسروشاعرناصرخسرومجموعهقصایدقالبقصیدهوزنمفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای باز کرده چشم و دل خفته را ز خواب،بشنو سؤال خوب و جوابی بده صواب:۱بنگر به چشم دل که دو چشم سرت هگرزدیدهاست چشمهای که درو نیست هیچ آب۲چشمهست و آب نیست، پس این چشمه چون بُوَد؟این نکتهای است طرفه و بیهیچ پیچ و تاب۳گاهی پدید باشد و گاهی نهان شوددادم نشانیای به مثل همچو آفتاب۴