چنین زرد و نوان مانند نالی
نکردهستم غم دلبر غزالی
۱نه آنم من که خنبانید یارد
مرا هجران بدری چون هلالی
۲نه مالیده است زیر پا چو خوسته
مرا چون جاهلان را آز مالی
۳غم خوبان و آز مال دنیا
کجا باشد همال بیهمالی؟
۴همه شب گرد چشم من نگردد
ز خیل خواب و آرامش خیالی
۵همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو ز آتش بر صحیفهٔ آب خالی
۶ثریا همچو بگسسته جمیلی
هلال ایدون چو خمیده خلالی
۷شب تیره ستاره گرد او در
چو حورانند گرد زشت زالی
۸مرا تا صبح بشکافد دل شب
نیابد دل ز رنج آرام و هالی
۹درخشد روی صبح از مغرب شب
منور همچو صدقی ز افتعالی
۱۰نیابد آنگهی عقل مدبر
از اینجا در طریق دین مثالی
۱۱ز نور صبح مر شب را ببیند
گریزنده چو ز ایمانی ضلالی
۱۲ضلالت عزت ایمان نیابد
چو زری کی بود هرگز سفالی؟
۱۳اگرچه شب بپوشد روی صورت
نگردد صورت از حالی به حالی
۱۴جمال و زیب زیبا کم نگردد
اگر چندش بپوشی در جوالی
۱۵نباشد خوار هرگز مرد دانا
بدان کهش خوار دارد بدخصالی
۱۶گر اجلالش کندشاید، وگرنه
نجوید برتر از حکمت جلالی
۱۷نباشد چون امیر و شاه و خان را
حکیمان را به مال اندر جمالی
۱۸جواب سایل شاهان بگوید
تگینی یا طغانی یا ینالی
۱۹ولیکن عاجز و خامش بماند
چو از چون و چرا باشد سؤالی
۲۰ایا گردنت بسته بر در شاه
ضیاعی یا عقاری یا عقالی
۲۱کمالت کو؟ کمال اندر کمال است
سوی دانا به از مالی کمالی
۲۲نه آن داناست کز محراب و منبر
همی گوید گزافه قال قالی
۲۳اگر نادان بگیرد جای دانا
به هرحالی نباشد جز محالی
۲۴نه بیش از شیر باشد گرچه باشد
درنده پیش شیر اندر شگالی
۲۵بدادم ناصبی را پاسخ حق
نخواهم کرد زین بیش احتمالی
۲۶چو دشمن دشمنی را کرد پیدا
نشاید نیز کردن پای مالی
۲۷به من ناکرده قصد خواسته و خور
نماند اندر خراسان بد فعالی
۲۸جز آن جرمی ندانم خویشتن را
که بیحجت نمیگویم مقالی
۲۹ز یزدان جز که از راه محمد
ندارم چشم فصلی و اتصالی
۳۰نه زو برتر کسی دانم به عالم
نه بهتر ز ال او بشناسم آلی
۳۱به جان اندر بکشتم حب ایشان
کسی کشته است ازین بهتر نهالی؟
۳۲حرامی ره نیابد زی من ایرا
همی ترسم مدام از هر حلالی
۳۳نگردد چون منی خود گرد بیشی
نه گرد حیلت از بهر منالی
۳۴جهان را دیدم و خلق آزمودم
به هر میدان درون جستم مجالی
۳۵نه مالی دیدم افزون از قناعت
نه از پرهیز برتر احتیالی
۳۶ازان پس کهم فصاحت بنده گشته است
چگونه بنده باشم پیش لالی؟
۳۷چرا خواهد مرا نادان متابع؟
نیابد روبه از شیران عیالی
۳۸چگونه تکیه یارد کرد هرگز
ممیز مرد بر پوسیده نالی؟
۳۹نگیرم پیش رو مر جاهلی را
که نشناسد نگاری از نکالی
۴۰