بخش
لیلی و مجنون نظامی
این بخش از «خمسه» نظامی است و ۴۶ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۴۶).
- مورد منتشرشده
- ۴۶
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷بخش ۱۷ - پند دادن پدر مجنون راچون دید پدر به حال فرزندآهی بزد و عمامه بفکندخواندن شعر ‹
- ۱۸بخش ۱۸ - حکایتکبکی به دهن گرفت موریمیکرد بر آن ضعیف زوریخواندن شعر ‹
- ۱۹بخش ۱۹ - در احوال لیلیسر دفتر آیت نکوییشاهنشه ملک خوبروییخواندن شعر ‹
- ۲۰بخش ۲۰ - خواستاری ابنسلام لیلی رافهرستکش نشاط این باغبر ران سخن چنین کشد داغخواندن شعر ‹
- ۲۱بخش ۲۱ - رسیدن نوفل به مجنونلیلی پسِ پردهٔ عماریدر پردهدری ز پردهداریخواندن شعر ‹
- ۲۲بخش ۲۲ - جنگ کردن نوفل با قبیلهٔ لیلینوفل ز چنین عتاب دلکششد نرم چنانکه موم از آتشخواندن شعر ‹
- ۲۳بخش ۲۳ - عتاب کردن مجنون با نوفلمجنون چو شنید بوی آزرمکرد از سر کین کمیت را گرمخواندن شعر ‹
- ۲۴بخش ۲۴ - مصاف کردن نوفل بار دومگنجینهگشای این خزینهسر باز کند ز گنج سینهخواندن شعر ‹
- ۲۵بخش ۲۵ - رهانیدن مجنون آهوان راسازندهٔ ارغنون این سازاز پرده چنین برآرد آوازخواندن شعر ‹
- ۲۶بخش ۲۶ - سخن گفتن مجنون با زاغشبگیر که چرخ لاجوردیآراست کبودیی به زردیخواندن شعر ‹
- ۲۷بخش ۲۷ - بردن پیرزن مجنون را در خرگاه لیلیچون نور چراغ آسمانگرداز پردهٔ صبح سر به در کردخواندن شعر ‹
- ۲۸بخش ۲۸ - دادن پدر لیلی را به ابنسلامغواص جواهر معانیکرد از لب خود شکر فشانیخواندن شعر ‹
- ۲۹بخش ۲۹ - آگاهی مجنون از شوهر کردن لیلیفرزانه سخنسرای بغداداز سرّ سخن چنین خبر دادخواندن شعر ‹
- ۳۰بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزنددهقان فصیح پارسی زاداز حال عرب چنین کند یادخواندن شعر ‹
- ۳۱بخش ۳۱ - وداع کردن پدر مجنون راچون دید پدر که دردمند استدر عالم عشق شهربند استخواندن شعر ‹
- ۳۲بخش ۳۲ - آگاهی مجنون از مرگ پدرروزی ز قضا به وقت شبگیرمیرفت شکاریای به نخجیرخواندن شعر ‹
